تبليغاتX
بیا با حیات، حیاتی شو
بیا با حیات، حیاتی شو
این وبلاگ در نظر دارد علاوه بر انتقال افکار شخصی در زمینه فرهنگی گامی هرچند کوچک بردارد.
جمعه یازدهم تیر 1389
جناب آقای ضرغامی؛ فأین تذهبون؟ ...  

دیروز کنترل تلویزیون دستم بود. شبکه اول مستندی در مورد شهادت شهید محراب، حضرت آیت الله صدوقی گذاشته بود که الحق بسیار جالب بود. بعد از مستند شبکه را عوض کردم، آگهی بازرگانی نشان می داد. آگهی ای را نشان داد که حداقل با اسلام من همخوانی نداشت!! آگهی تبلیغاتی مربوط به آب جوی اسلامی !! یا همان ماء الشعیر به اصطلاح حلال بود. (جالب است که در پیام بازرگانی قید می کند که دانه جو ...)

پدر می گفت که خود یاد دارد که اول انقلاب در خدمت شهید صدوقی بوده است که ایشان در همین مورد اظهار نظر کرده بودند. این شهید محراب در مورد ماء الشعیر هایی که اول انقلاب رایج شده بود گفته اند که :« مردم، شنیدم آب جوی اسلامی آمده است، مردم این حرام است. برید همه را بریزید توی خیابان، نه مردم شیشه هایش حیف است، آب هایش را خالی کنید شیشه هایش را به آن ها پس دهید.»

یادم آمد که در دانشگاه استاد بهداشت می گفت:« امکان ندارد جو تخمیر شود و الکل نداشته باشد» با این حرف او، آب جوی حلال و بدون الکل غیر ممکن است.

جناب آقای ضرغامی شما در این یکسال وقت داشتید که صدا و سیما را بیش از پیش اسلامی کنید. تا به حال چه کردید؟ نکند بناست همه چیز را با برچسب حلال به عنوان اسلام به مردم تبلیغ نمائید.
جمعه یازدهم تیر 1389
دو کلام با جناب آقای روح الامینی ...  

مجزات های عاملان جرم در بازداشتگاه کهریزک با پیگیر های جناب آقای روح الامینی به نتیجه نشست و دیروز احکام آن ها صادر شد. دو نفر علاوه بر پرداخت دیه به قصاص محکوم شدند، چند نفر به حبس و انفصال از خدمت و ... شکی نیست که اجرای این احکام باعث حفظ آبرو برای نظام خواهد شد.

دو کلام با جناب آقای روح الامینی؛

سلام علیکم.

شما از طرف خانواده های حادثه کهریزک پیگیر این پرونده بودید تا به نتیجه رسید. حال اگر برای شما امکان دارد پرونده ای دیگر را برای اعاده حفظ نظام و برخورد با خاطیان را به عهده بگیرید و باز با پیگیرهایتان آن را به سرانجام برسانید. پرونده ای به اسم رمز تقلب، پرونده ای برای فتنه و براندازی نرم انقلاب اسلامی را به جریان بیاندازید تا کسانی که دراین مدت قصد داشتند به آبروی نظام ضربه بزنند به سزای خود برسند.

شما به عنوان حافظ منافع کسانی که دراین فتنه به درجه رفیع شهادت رسیدند، کسانی که در این قتنه جانباز شدند، کسانی که در این حادثه آبرویشان ریخته شد، کسانی که در این حادثه دارایی های خود را از دست داده و متضرر شده اند؛ حافظ منافع 40 میلیونفردی که با اعتماد به جمهوری اسلامی در رای گیری شرکت کردند، از این ها مهم تر به عنوان حافظ منافع کشور عزیزمان جمهوری اسلامی که دچار فتنه شد و آبرویش در ظام جهانی با ادهایی واهی خدشه دار شد و ... این پرونده را به جریان بیاندازید.

امید است همان طور که برای کسانی که در فوت فرزندتان شریک بودند حکم قصاص و حبس گرفتید برای قاتلان شهیدان مظلومی همچون:  غلام حسین کبیری، امیر حسام ذوالعلی، مادر و دختر خانواده رجب پور و حدود سی شهید این فتنه نیز حکم قصاص و حبس بگیرید. یا مجرمانی که افراد مختلفی همچون حسین زارعی،امید خالقی، چیذری و ... را مجروح و جانباز نموده اند را به دادگاه کشیده و به جزای خود برسانید. یا افرادی را که به حوزه مقاومت 117 حمله ور شدند را دستگیر کنید. یا کسانی که به عنوان فعال سیاسی در این اغتشاشات نقش لیدری را داشته اند و عالمانه با آبروی نظام بازی کرده اند را به انفصال از فعالیت محکوم کنید.

شکی نیست که اجرای این احکام باعث حفظ آبرو برای نظام و تقویت آن خواهد شد.

یکشنبه سی ام خرداد 1389
شهيدچمران اسوه ای حسنه برای جوان ایرانی ...  

 

1311 تولد در شهر قم

1332 ورود به دانشگاه تهران، دانشكده فني رشته الكترومكانيك

1340 پايان تحصيلات دوره ي فوق ليسانس آغاز تحصيلاتدوره ي دكترا دردانشگاه بركلي رشته ي فيزيك پلاسما

1349 ورود به لبنان

1358 انتصاب به وزارت دفاع

1359 انتصاب به عنوان نماينده ي امام د شوراي عالي دفاع

انتخاب به عنوان نماينده ي مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي

تشكيل ستاد جنگ هاي نا منظم

1360 شهادت در دهلاويه

 

«چشمم رفت روي تقويم. ديدم دوازده نقاشي دارد براي دوازده ماه كه همه شان زيبايند، اما اسم و امضايي پاي آنها نبود. يكي از نقاشي ها زمينه اي كاملاَ سياه داشت   و وسط اين سياهي شمع كوچكي مي سوخت كه نورشدر مقابل اين ظلمت خيلي كوچك بود. زير اين  نقاشي به عربي شاعرانه نوشته بود:«من ممكن است نتوانم اين تاريكي را از بين ببرم، ولي با همين رو شنايي كوچك فرق ظلمت و نور و حق و باطل را نشان مي دهم و كسي كه به دنبال نور است اين نور را هر چه قدر كوچك باشد در قلب او بزرگ خواهد بود.»

 

خانمش داستان را باز گو مي كند:«عقد با حضور همان معدودي كه آمده بودند انجام شد و گفتند داماد بيايد كادو بدهد به عروس. اين رسم ما است داماد بايد انگستر بدهد. من اصلاَ فكر اين جا را نكرده بودم. مصطفي وارد شد و يك كادو آورد. رفتم باز كردم ديدم شمع است. كادو عقد شمع آورده بود، متن زيبتيي هم كنارش بود. سريع بردم قايم كردم. »

 

نامه اي داد كه وصيتش بود و گفت تا فردا باز نكنيد . بعد دو سفارش به من كرد گفت: « اول اين كه ايران بمانيد. » گفتم ايران بمانم چه كار؟ مصطفي گفت:«نه تعرب بعد از هجرت نمي شود(بازگشت به عربيت جاهلي، پس از اسلام آوردن) ما اين جا دولت اسلامي داريم و شما تابعيت ايران داريد. نمي توانيد برگرديد به كشوري كه حكومتش اسلامي نيست، حتي اگر آن كشور خودتان باشد.» گفتم: پس اين همه ايراني ها كه در خارج هستند چه كار مي كنند؟ گفت :« آن ها اشتباه مي كنند. شما نبايد به آن آداب و رسوم برگرديد... هيچ وقت.  دوم اينكه بعد از من ازدواج كنيد.»

 

مصطفي بعد از هر نماز به سجده مي رود صورتش را به خاك مي مالد، گريه مي كند چه قدر طول مي كشد اين سجده ها. وسط شب كه براي نماز شب بيدار مي شد، غاده طاقت نمي آورد مي گفت : بس است ديگر . استراحت كن، خسته شدي. مصطفي جواب مي داد:« تاجر اگر از سرمايه اش خرج كند بالاخره ورشكست مي شود، بايد سود در بياورد كه زندگيش بگذرد. ما اگر قرار باشد نماز شب نخوانيم ور شكست مي شويم.»

 

دو تا ماشين لندور بود. از اهواز حركت كرديم و به طرف دهلاويه رفتيم. آتش عراقي ها شديدبود. مصطفي هم همراهمان بود. يك دفعه صداي خمپاره آمد. خمپاره سقف برزنتي ماشين را جر داد و تو زمين فرو رفت. پياده شديم. وامانده بوديم كه چه اتفاقي افتاده است. خمپار در زمين فرو رفته بودو منفجر نشده بود. در اين اوضاع و احوال ديدم مصطفي خم شده و كنار خمپاره كه عمل نكرده به يك گل سرخخيره شده است. گل زيبايي بود.مصطفي با سر انگشت آن گل را نوازش مي كرد.

 

من تمام كارنامه ها و جزوه هاي درسي او را ورق زده ام. همه ي نمرههايش 20 است. آدم وقتي ميبيند كيف مي كند. وقتي جزوهها را ورق مي زدم، فكر مي كردم كه آن ها را استاد خطاطي كشور پاك نويس كرده است. دردانشگاه مهندس مهدي بازرگان استاد او بود. استاد خيلي سخت گيري هم بود. ديدم مصطفي در درس ايشان نمره ي 21 گرفته است. آن موقع ها غائله اي به پا شد كه چرا نمره ي 21 و مگر از نمره ي 20 بيش تر هم داريم؟ مهندس بازرگان به همه گفت: براي چنين دانشجويي نمره ي من همين است.
شنبه بیست و دوم خرداد 1389
پدر خوانده و منافقین 2010 در هشت ماه فتنه ...  
این مطلب، مطلبی است که به خاطر وجود دوم خرداد!! می توان آن را بر روی وبلاگ قرار داد. شما آن را در کامپیوتر های شخصی خود ذخیره نکنید ...

چند روز قبل در حالی که داشتم کتاب های شخصی ام را سر و سامان می دادم، دو کتاب چشمم را به خود جلب کرد که بیشتر از اسم خود کتاب نام نویسنده آن ها برایم جالب بود. آن دو کتاب عبارتن بودند از: کتاب اول- پدر خوانده و چپ های جوان به قلم محمد قوچانی  و کتاب دوم در مورد تسخیر لانه جاسوسی با عنوان بحران 444 روزه در تهران با مقدمه عباس عبدی بود. هر دو کتاب بعد از دوم خرداد 76 و حدود سال 79 به رشته تحریر در آمده بودند. (خواندن کتاب دوم مفید است.)

در زیر بخشی ار متن را می خوانید

 

http://rayeman.files.wordpress.com/2009/07/mohammad_ghouchani1.jpg

1-1-      او می نوشت نقش بعضی از خانواده ها را در 8 ماه فتنه سال 88، مخصوصاً نقش خانواده جناب آقای هاشمی که به نظر خیلی ها پر رنگ ترین نقش بود. اگر این کار را می کرد به حتم از مقاله ی قبلی او پر بارتر و مستند تر خواهد شد. چرا که از پدر خانواده؛ نامه نوشته شده، حرف های زده شده در تریبون نماز جمعه و غیر از آن، حرف ای نزده شده به طور کامل موجود است. از مادر خانواده حرف هایی در پای صندوق رای موجود، از دختران خانواده بخصوص فائزه هاشمی حرف و حدیث فراوان به همراه تصاویر فراوان در توده مردم! ثبت شده است. در مورد پسر های خانواده مخصوصاً محمد هاشمی همچنین حرف ها، حرکت ها، پول دادن ها، در رفتن ها و نیامدن ها در حافظه تاریخ به یادگار مانده است. از دیگر بستگاه همچون مرعشی ها و ... نیز کم و بیش چیز هایی وجود دارد حتی از دختر بچه ی فائزه (یعنی نوه خانواده هاشمی) نیز حضور در راهپیمایی ها ثبت شده است....

 

آخرین حرف برای اعضای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی که این شکوایه آقای عبدی را جدی بگیرید،

 برای خواندن تمام متن به ادامه مطلب بروید.

به امید این که ظرفیتش باشد!!


... ادامه مطلب
شنبه بیست و دوم خرداد 1389
تصمیمات شخص محور، مانع بزرگ تحول در آموزش و پرورش ...  

مدتی است که لزوم تحول در آموزش و پرورش مطرح شده است و چندین گروه به صورت پراکنده به دنبال چگونگی تحقق این تحول و راهکار های اجرایی آن هستند. یکی از مشکلات مهم آموزش و پرورش ایران که حل ان گامی بلند در راستای ایجاد تحول در مجموعه را به دنبال خواهد داشت، شخص محور بودن تصمیم گیری در تصمیمات کلان در سازمان آموزش و پرورش است که آسیب های بزرگی را به مجموعه زده است و خواهد زد.

در این بحث بنا نیست تک تک این تصمیم ها و آسیب هایی که به دانش آموزان و معلمان و به طور کلی به جامعه وارد شده است را مورد بحث قرار دهیم بلکه تنها تعدادی از آن ها زا برمی شماریم تا اهمیت این موضوع مطرح گردد.

 

برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب بروید.


... ادامه مطلب
شنبه بیست و دوم خرداد 1389
به بهانه برگزاری امتحان استخدامی اموزش و پرورش نگاهی به شیوه های جذب معلم در آموزش و پ ...  

نگاهی به شیوه های جذب معلم در آموزش و پرورش

در متن زیر انواع روش های جذب معلم مورد نیاز توسط آموزش و پرورش ورد بررسی قرار گرفته است و جذب دانشجویان تعهد دبیری به عنوان بهترین روش بیان شدده است. خواندن این متن را به همه فرهنگیان و کسانی که به بهبود مجموعه فکر می کنند توصیه می شود.

برای خواندن متن به ادامه مطلب بروید.

 


... ادامه مطلب
شنبه یازدهم اردیبهشت 1389
معلم باید عاشق باشد ...  
با عرض سلام و تبریک خدمت تمامی معلمان عزیز

روز ۱۲ اردیبهشت به نام معلم رقم خورده است. "معلم يعنى كسى كه در دل انسان يك چراغى را روشن مى‏كند و او را از جهالتى به دانايى و معرفتى رهنمون مى‏شود" با این تعریف بریا هر شخص معلم زیادی را می توان بر شمرد. ولی اگر بخواهیم یکی از موثر ترین معلم  ها را بر شمریم باید از معلم آموزش و پرورشی نام ببریم که با تماس طولانی مدت با دانش آموز می تواند تاثیر زیادی بر روی او بگذارد.

این معلم باید خصوصییاتی داشته باشد که بتواند جوان های ایرانی را برای رسیدن به مقام اول جامعه تربیت کند. مقام معظم رهبری در مورد معلم و تاثیر او می گویند:" جوان، دوران بلوغش در اختيار شماست. دوران بلوغ يك انسان، دوران تحول و شكل‏يابى شخصيت ماندگار و طولانى اوست؛ جوان در اين دوران در اختيار معلم است. معلم نه فقط با درس خود، بلكه با شخصيت خود روى دانش‏آموز اثر مى‏گذارد. يك معلم عاقل، عالم، خويشتندار، نافذ، خوشبين، با اميد به آينده و اهل كار جمعى، دانش‏آموزِ خود را هم اين‏گونه بار مى‏آورد؛ اما معلم خشن و بى‏حوصله، جور ديگرى دانش‏آموز را بار مى‏آورد؛ درس هر چه باشد."

عارفان با عشق عارف می شوند

بهترین مردم معلم  می شوند

عشق با عارف مکمل می شود

هر که عاشق شد معلم می شود

 

شنبه یازدهم اردیبهشت 1389
تبلیغات فرهنگی 2 ( نمایشگاه کتاب) ...  
طی چند روز آینده یکی از بزرگ ترین کار های فرهنگی حال حاضر سطح کشور یعنی برگزاری نمایشگاه کتاب شروع خواهد شد که سری به آن زدن علاوه بر استفاده از تخفیف ویژه نمایشگاه، آشنا شدن با تازه های نشر و گرفتن کتاب مورد علاقه با امضای نویسنده خواهد بود.

ولی رفتن به نمایشگاه اما و اگر های زیادی دارد. ۱- با پیشرفت زیاد تکنولوژی و وجود این همه کتاب الکترونیک باز هم کتاب جایگاهی دارد یا باید باز هم کتاب خرید؟؟

۲- آیا وقت داریم هر کتابی را بخوانیم یا نه؟؟

۳-حال نمایشگاه رفتیم چه کتاب هایی بخریم؟؟ اگر فرض را بر قبول بند دو بدانیم من به نوبه خود چند کتاب خوب را در نظر دارم که می توانم خواندن آن ها به تمامی دوستان توصیه کنم.

الف- کتاب های "دا" و "بابا نظر" در مورد دفاع مقدس هستند. مجموعه کتاب های "تاریخ پهلوی"، "ظهور و سقوت دولت پهلوی"،" ۵۷ سال فساد" کتاب های مفیدی در زمینه تاریخ است.  کتاب های "کافه پیانو"، "من او"، "بیوتن"،"سانتاماریا"، "غیر قابل چاپ" و کلیه کتاب های رضا امیرخانی و سید مهدی شجاعی در زمینه داستانه ای کوتاه و رمان کتاب های مفیدی می باشند.

در ادامه مطلب کتاب های خوبی برای مطالعه معرفی شده است. اگر کتاب خوبی را می شناسید و می خواهید به دیگران معرفی کنید در قسمت نظر دهید یادداشت کنید.


... ادامه مطلب
یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389
دستور العمل اخلاقی از آقای بهجت (ره) ...  
دستور العمل دوم

بسمه تعالی
کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترک معصیت است در اعتقادیات و عملیات.
آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ این عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری خواهد بود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین، واللعن علی أعدائهم أجمعین.

یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389
تلیغات فرهنگی 1، فرهنگی کار کار کشته ...  
در این بخش یعنی بخش تبلیغات فرهنگی قرار بود تعدادی از فرهنگ کاران را معرفی کنم. برای شروع از معرفی سایت یکی از علمای برجسته ایران شروع می کنم.

حاج شیخ مجتبی تهرانی یا به قول بعضی از دوستان" آقا مجتبی" از شاگرد های بنام حضرت امام (ره) بوده است و مدت نزدیک به ۳۲ سال در فرهنگ جامعه کار کرده است و سابقه فرهنگی بالایی دارد و او را می توان به عنوان یک فرهنگی کار کار کشته معرفی نمود.


... ادامه مطلب